ابن فهد الحلي (مترجم: غفارى ساروى)
49
عدة الداعي ونجاح الساعي (آيين بندگى و نيايش) (فارسى)
ولى ) به سوى پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و اهل بيت طيبين و طاهرينش - عليهم السّلام - دست توسل دراز مىكنم و آنها را وسيله قرار مىدهم . خدايا ! تو از من بىنيازى و من به تو محتاج . خدايا ! من بندهء توام و بنده بايد از آقاى خودش حاجت بطلبد ، حال كه مرا نمىپذيرى به سوى چه كسى روى كنم و از در خانهء تو به كجا پناه ببرم . خدايا ! اگر فضلت را از من باز دارى ، چيزى بر تو اضافه نمىشود و عطا كردن هم نزد تو كار دشوارى نيست ، در حالى كه تو كريمترين كريمانى و رحيمترين رحيمان . در اينجا مناسب است مناجات امام زين العابدين و سيد الساجدين - عليه افضل صلوات المصلّين - را متذكر شوى و در مضمونش تفكر كنى كه چگونه موجب تقويت اميد در انسان مىشود : 39 - « الهى و عزّتك و جلالك لو قرنتنى في الاصفاد و منعتنى سيبك من بين الاشهاد و دللت على فضائحى عيون العباد و امرت بى الى النّار و حلت بينى و بين الابرار ما قطعت رجائى منك و لا صرفت تأميلى للعفو عنك و لا خرج حبّك عن قلبى انا لا انسى اياديك عندى و سترك علىّ في دار الدّنيا و حسن صنيعك اليّ » . يعنى : « معبود من ! به عزّت و جلالت قسم ! كه اگر گردنم را با زنجير ببندى و تنها مرا از بخششت محروم سازى و رسوائيهايم را بر چشم همگان آشكار نمايى و فرمان به در آتش افتادنم بدهى و بين من و نيكان ، جدايى بيفكنى ، هرگز اميدم را از تو قطع نخواهم كرد . آرزوى عفو و بخشش تو را از دلم بر نخواهم گرداند و بالأخره محبت تو از دلم خارج نخواهد شد . من هرگز نيكيها و عيبپوشيها و خوشرفتاريهاى تو در دنيا را فراموش نمىكنم » . با اين سخنان و امثال آن ، اميدت را زياد كن تا مبادا خوف و ترس تو بر آن غلبه كند موجب نااميدى تو گردد ، چون :